I just wanna be happy:)

نصایح بسیار زیبای زرتشت به پسرش!


آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر


قبل از جواب دادن فکر کن


هیچکس را تمسخر مکن


نه به راست و نه به دروغ قسم مخور


خود برای خود، زن انتخاب کن


به شرر و دشمنی کسی راضی مشو


تا حدی که می‌توانی، از مال خود داد و دهش نما


کسی را فریب مده تا دردمندنشوی


از هرکس و هرچیز مطمئن مباش


فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی


بیگناه باش تا بیم نداشته باشی


سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی


با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی


راستگو باش تا استقامت داشته باشی


متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی


دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی


معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی


دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی


مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی


سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی


روح خود را به خشم و کین آلوده مساز


هرگز ترشرو و بدخو مباش


در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند

 



برچسب‌ها:
+ تاریخ | ۱۳۸٩/۱٠/٢٩ساعت | ۱:٥٢ ‎ب.ظ نویسنده | Reyhaneh نظرات ()

 


پیاده از کنارت گذشتم، گفتی:" چندی خوشگله؟"؟
سواره از کنارت گذشتم، گفتی:" برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!"؟

در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود
در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود
زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی

در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من
در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی

در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو بلند گفتی:"زهرمار!"!؟
در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت، فحش خواهر و مادر بود

در پارک، به خاطر بودن تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم
نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده می دادی

من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی
مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی!؟

تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است
من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده

عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی
عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد

من باید لباس هایت را بشویم و اتو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ
من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر

وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است
وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است
.
.
.
.
مردی به من نشان بده !


برچسب‌ها:
+ تاریخ | ۱۳۸٩/۱٠/٢٤ساعت | ۳:٤۱ ‎ب.ظ نویسنده | Reyhaneh نظرات ()


دیوان تولدی دیگر

غزل

« امشب به قصه ی دل من گوش می کنی »


خنثی« فردا مرا چو قصه فراموش می کنی »




چون سنگ ها صدای مرا گوش می کنی




سنگی و ناشنیده فراموش می کنی


رگبار نو بهاری و خواب دریچه را



از ضربه های وسوسه مغشوش می کنی



دست مرا که ساقه ی سبز نوازش است



با بر گ های مرده هم آغوش می کنی



گمراه تر از روح شرابی و دیده را



در شعله می نشانی و مدهوش میکنی



ای ماهی طلایی مرداب خون من



خوش باد مستیت ، که مرا نوش میکنی



تو دره ی بنفش غروبی که روز را



بر سینه می فشاری و خاموش می کنی



در سایه ها ، فروغ تو بنشست و رنگ باخت



او را به سایه از چه سیه پوش می کنی؟




برچسب‌ها:
+ تاریخ | ۱۳۸٩/۱٠/۱۸ساعت | ٥:٢٤ ‎ب.ظ نویسنده | Reyhaneh نظرات ()

قلب خدای من با کودکانی اسـت که دست هایشان در زمین،اندیشه هایشان در زندان روح و قلبشان در وسط آسمان هاست........ 

 

 

 


 

 

 

 

 



 


برچسب‌ها:
+ تاریخ | ۱۳۸٩/۱٠/۱٠ساعت | ۳:۱٦ ‎ب.ظ نویسنده | Reyhaneh نظرات ()

in musice webame bacheha,nazaretun rajebesh chie?
How can you see into my eyes like open doors?
Leading you down into my core
Where Ive become so numb

Without a soul

My spirit's sleeping somewhere cold
Until you find it there and lead it back home

-CHORUS-

[wake me up] Wake me up inside
[I cant wake up] Wake me up inside
[Save me] Call my name and save me from the dark
[Wake me up] Bid my blood to run
[I cant wake up] Before I come undone
[Save me] Save me from the nothing Ive become

Now that I know what Im without

You cant just leave me
Breathe into me and {make me real
Bring me
To life

-CHORUS-

[wake me up] Wake me up inside
[I cant wake up] Wake me up inside
[Save me] Call my name and save me from the dark
[Wake me up] Bid my blood to run
[I cant wake up] Before I come undone
[Save me] Save me from the nothing Ive become

{Bring me to life

[Ive been living a lie..Theres nothing inside]
{Bring me to life

Frozen inside without your touch

Without your love, darling
Only you are the life among the dead

[All of this I, I cant believe I couldnt see

Kept in the dark, but you were there in front of me]

Ive been sleeping a thousand years it seems

Got to open my eyes to everything

[Without a thought, without a voice, without a soul]

{Dont let me die here(It most be something wrong)
Bring me to life

-CHORUS-

[wake me up] Wake me up inside
[I cant wake up] Wake me up inside
[Save me] Call my name and save me from the dark
[Wake me up] Bid my blood to run
[I cant wake up] Before I come undone
[Save me] Save me from the nothing Ive become

Bring me to life

[Ive been living a lie.. Theres nothing inside]
Bring me to life


برچسب‌ها:
+ تاریخ | ۱۳۸٩/۱٠/٩ساعت | ۱:٥٥ ‎ب.ظ نویسنده | Reyhaneh نظرات ()


Many many years ago when I was a little child
Mama told me you should know our world is cruel and wild
But to make your way through cold and heat
Love is all that you need

I believed her every word more than anything I heard
But I was too scared to lose my fun
I began to cry a lot and she gave me apricots
Kisses of the earth fruits of the sun

Chorus
Apricot stone hidden in my hand
Given back to me from the motherland
Apricot stone I will drop it down
in the frozen ground
I’ll just let it make its round
Apricot stone hidden in my hand
Given back to me from the motherland
Apricot stone ..

Now I see the Northern stars, shining brightly in the storm
And I’ve got an avatar of my love to keep me warm
Now I’m not afraid of violent winds
They may blow, they can’t win

May the winter stay away from my harvest night and day
May God bless and keep my cherished fruit (cherished fruit)
Grow my tree up to the sky once I waved my home goodbye
I just want to go back to my roots

Chorus
Apricot stone hidden in my hand
Given back to me from the motherland
Apricot stone I will drop it down in the frozen ground
I’ll just let it make its round

Apricot stone hidden in my hand
Given back to me from the motherland
Apricot stone hidden in my hand
Given back to me from the motherland
Apricot stone

inam az lyricse ahange morede alagheye manقلبلبخند
!

برچسب‌ها:
+ تاریخ | ۱۳۸٩/۱٠/٧ساعت | ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ نویسنده | Reyhaneh نظرات ()

 

♥♥ Love+ Care = Mother ♥♥ 

 

♥♥ Love + Fear = Father ♥♥ 

 

♥♥ Love + Help = Sister  ♥♥ 

 

♥♥ Love +Fight = Brother ♥♥  

 ♥♥ Love + Life = Wife/ Husband ♥♥

 

 

 

 

♥♥♥♥ Love +Care +Fear + Help + Fight + Life = Friend ♥♥♥♥

 


برچسب‌ها:
+ تاریخ | ۱۳۸٩/۱٠/٧ساعت | ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ نویسنده | Reyhaneh نظرات ()


برچسب‌ها:
+ تاریخ | ۱۳۸٩/۱٠/٤ساعت | ۱:۱٧ ‎ب.ظ نویسنده | Reyhaneh نظرات ()

ده دلیلی‌ که خدا زن را آفرید...

۱۰- خدا نگران بود که آدم در باغ عدن گم بشه، چون اهل پرسیدن آدرس نبود.

 ۹- خدا می دونست یه روزی آدم نیاز داره یک کسی‌ کنترل تلویزیون رو بهش بده.

۸- خدا می دونست که آدم هیچ وقت خودش وقت دکتر نمی گیره!

 ۷- خدا می دونست اگه برگ انجیر آدم تموم بشه، هیچ وقت خودش برای خودش یکی‌ دیگه نمیخره.

6- خدا می دونست که آدم یادش میره آشغالا رو بیرون ببره.

5- خدا می خواست آدم  تکثیر شود، اما  می دونست که آدم تحمل درد زایمان رو نداره.

4- خدا می دونست که مانند یک باغبون، آدم برای پیدا کردن ابزارهاش نیاز به کمک داره.

3- خدا می دونست که آدم به کسی برای مقصر دونستش برای موضوع سیب یا هر چیز دیگری نیاز داره.

2- همونطور که در انجیل آمده است: برای یک مرد خوب نیست تنها بماند.

 و به عنوان دلیل شماره یک و مهمترین دلیل:

1- خدا به آدم نگاه کرد و گفت : من بهتر از این هم می تونم خلق کنم....قلب


برچسب‌ها:
+ تاریخ | ۱۳۸٩/۱٠/۱ساعت | ۳:٥٢ ‎ب.ظ نویسنده | Reyhaneh نظرات ()

ساخت كد آهنگ

ساخت كد موزیک آنلاین

ساخت کد صوتی