I just wanna be happy:)

همیشه حرفای معمولی و تشریفاتو اینا خستم کرده الانم که می خوتم تبریک عید بگم نمیخوام مث همه عید مبارکی گفته باشم 

سال 91و اگه بخوام واسه خودم تعریف کنم سالی بود که زیاد خوب نبود ... نمی خوام غر بزنم نمی خوام الکی نا شکری کنم ولی خب واقعا خوب نبود شاید بگم افتضاح بود...افتضاح آره...چه کلمه ی مناسبی...خب از فروردینش شروع می کنم...رفتیم با یچه ها عید اردوی علمی که کاش نمیرفتیم از همه بدتر تولدمم اونجا بودیم...اردیبهشت ی اتفاق واسم افتاد که...نه می تونم بگم خوب بود نه بد چون هنوزم دوسش دارم اون روزو...کلا ماهه خوبی بود...خرداد ولی نه! بد بدتر و بدتر شد یعنی واقعا بد شد...رسید به تابستون! اولش بد نبود خدایی کم کم یکنواخت شد...مرداد ماه رمضون بود منم بر خلاف حرفای مامانم شروع کردم به روزه گرفتن و ازون طرف باشگاهو کتابخونه و اینا خلاصه روزی سه بار می مردم و زنده میشدم ولی خب...باز بد نبود شهریور ...شهریور سعی کردم خودمو بزنم به نفهمی بگم که فراموشش کردم به خودشم گفتم ولی...ولی خودمم از دل خودم خبر نداشتم...مهر!مدرسه! سوم دبیرستان! باورم نمیشد دیگه سومم باورم نمیشد دارم کم کم بزرگ می شم!هیی....مامان بزرگم حالش زیاد خوب نبود واسه همینم مجبور شدیم بلیطمونو کنسل کنیم می خواستم خواهرمو ببینم که نشد...آخه  مریضیش تقریبا رسیده بود به مرحله ی 3!آبان...آبااااااااااااااان! ...خیلی عاددی باهام رفتار کرد انگار چیزی نشده انگار اتفاقی نیافتاده...آذر زندگی میگذشت من دلم به اون خوش بودو اون دلش به بقیه...زمستون شد بدترین فصل زندگیم...دی وایییی خیلی خیلی خیلی بد بود هرروز گریه...حال مامان بزرگمم بد بود...بد که نه بازم افتضاح.بهمن مامان بزرگم رفت بهشت ....اسفند: جوابا اومد قبول نشدم...هیچ کدوم از گریه و زاریام انگار دل خدارو نسوزونده بود هه!

این بود از 91! ببینم بعدیش چی میشه! به هرحال سال نوتون مبارک

افسوس


برچسب‌ها:
+ تاریخ | ۱۳٩۱/۱٢/٢٩ساعت | ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ نویسنده | Reyhaneh نظرات ()

تو مقصر نیستی اگه این دل خونه

اگه ذهنم تو سکوت از تو جا میمونه

اگه چشمات جز من همرو می بینه

اگه هرزگی تو دلو می لرزونه

تو مقصر نیستی اگه دارم تردید 

دستم از نوازشت بی دلیل می ترسید

اگه در حسرت تو مثل شمع می سوزم

اگه شب رنگمو در آرزوی خورشید

تو مقصر نیستی اگه بی قرارتم

بی اراده ساکن غربت دیارتم

اگه تبعیدم به تو

تو مقصر نیستی......

مثل سایه ای عجیب کنارتم


برچسب‌ها:
+ تاریخ | ۱۳٩۱/۱٢/٢٥ساعت | ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ نویسنده | Reyhaneh نظرات ()

همه روی مغزم راه می روند

توی لعنتی

روی قلبم......

 


برچسب‌ها:
+ تاریخ | ۱۳٩۱/۱٢/٢٢ساعت | ۸:٤٠ ‎ب.ظ نویسنده | Reyhaneh نظرات ()

من میخونم و سکوتم رو دار میزنم 

من میمونم و صعودم رو جار میزنم

ازین به بعد حرف دلمو فریاد میزنم.........

 


برچسب‌ها:
+ تاریخ | ۱۳٩۱/۱٢/۱۸ساعت | ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ نویسنده | Reyhaneh نظرات ()

 

میخوام از آیینه رد شم

برم اونجا  پیش عکسم

سر بزارم روی شونش

بهش بگم که خیلی خستم

 

 

 

 

 

 


برچسب‌ها:
+ تاریخ | ۱۳٩۱/۱٢/۱٥ساعت | ۸:۳٠ ‎ب.ظ نویسنده | Reyhaneh نظرات ()

 

این آهنگو امروز کشف کردم به نظر خودم که محشره...

آهنگ مال بند ایرانیه...

 

http://dl.rockdl.pro/Dying%20Swans%20Symphony/Single/Dying%20Swans%20Symphony%20-%20So%20Far%20Away.mp3


برچسب‌ها:
+ تاریخ | ۱۳٩۱/۱٢/۱٢ساعت | ۸:٤٠ ‎ب.ظ نویسنده | Reyhaneh نظرات ()

'm tired of being what you want me to be
Feeling so faithless, lost under the surface
Don't know what you're expecting of me
Put under the pressure of walking in your shoes
(Caught in the undertow, just caught in the undertow)
Every step that I take is another mistake to you
(Caught in the undertow, just caught in the undertow)


I've become so numb, I can't feel you there
Become so tired, so much more aware
I'm becoming this, all I want to do
Is be more like me and be less like you

Can't you see that you're smothering me,
Holding too tightly, afraid to lose control?
'Cause everything that you thought I would be
Has fallen apart right in front of you.
(Caught in the undertow, just caught in the undertow)
Every step that I take is another mistake to you.
(Caught in the undertow, just caught in the undertow)

برچسب‌ها:
+ تاریخ | ۱۳٩۱/۱٢/٩ساعت | ۸:۱٦ ‎ب.ظ نویسنده | Reyhaneh نظرات ()

خدایا لطفا کمکم کن......لطفا


برچسب‌ها:
+ تاریخ | ۱۳٩۱/۱٢/٤ساعت | ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ نویسنده | Reyhaneh نظرات ()

ساخت كد آهنگ

ساخت كد موزیک آنلاین

ساخت کد صوتی